محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 22
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
درآمدم . المنة للّه على ذاك . گويند شيخ شرف الدين فونيوى از شيخ صدر الدين قدس سرهما پرسيد كه : من اين الى اين و ما حاصل فى البين ؟ شيخ جواب داد : من العلم الى العين و الحاصل فى البين تجدد نسبة جامعة بين الطرفين ظاهرة ناظرة بالحكمين . مؤيد الدين جندى در مقدمهء كتاب شرح فصوص الحكم خود ، در تمهيدى به ذكر القاب شيخ خود - قونوى - مىپردازد و مىگويد : او سرور و سند و پيشرو من به سوى خداوند تعالى بود ؛ يعنى امام علام ، پرچمدار علماى اعلام ، شيخ مشايخ اسلام ، حجت الهى در ميان مردمان ، سلطان محققان پناهنگاه عارفان و واصلان ، ذخيرهء الهى در بين جهانيان ، امام وارثان محمدى . . . ابو المعالى صدر الحق و الدين ، حيات بخش اسلام و مسلمين محمد بن اسحاق بن محمد بن يوسف القونوى رضى اللّه عنه و ارضاه به منه . خطبهء فصوص را از براى من شرح كرد و در اثناى آن واردى غيبى بر وى وارد گشت و اثرش ظاهر و باطن مرا فرا گرفت ؛ سپس در من تصرفى شگفت نمود و مضمون كتاب را بتمامه - در شرح خطبه - مفهومم گردانيد و چون اين معنى را از من دريافت ، گفت : من نيز از حضرت شيخ درخواستم كه كتاب فصوص را بر من شرح كند ، خطبه را شرح كرد و در اثناى آن در من تصرفى نمود كه مضمون تمام كتاب معلومم شد . من از اين داستان بسيار مسرور شدم و دانستم كه مرا بهرهاى تمام خواهد بود . پس از آن فرمود : آن را شرحى بنويس . پس در حضور وى - اجلالا لقدره و امتثالا لامره - خطبه را شرح كردم . و نيز از قول شيخ خود - صدرالدين قونوى - واقعهاى را در همين مقدمهء كتاب شرح فصوص الحكم نقل مىكند و آن اينكه : روزى در مجلس سماعى كه در دمشق تشكيل شده بود ، وى ( صدر الدين قونوى ) با شيخ الشيوخ سعد الدين حموى و شيخ اسماعيل بن سودكين كه از شاگردان شيخ اكبر است گرد آمدند . در وقت سماع ، در حالى كه مردم در حالت و جد و سرور خود بودند ، شيخ